×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۲ فروردین - ۱۴۰۰  
true
false

به گزارش رخداد شمال ، سبک زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی به عنوان سردار دلها نشان می دهد اگر از سد اخلاص عبور کنی، گوش به فرمان ولی امر مسلمین باشی و دلبسته موقعیت‌ها نباشی، می توانی قاسم سلیمانی شوی. چنانکه این سردار پر افتخار وطن وصیت کرده که روی سنگ قبرش تنها بنویسند”سرباز سلیمانی”

او شهیدوار زندگی کرد و اگر در سبک زندگی و سیره اش تامل داشته باشیم، می توانیم در مسیرش گام برداریم.

در این گزارش به بخش هایی از سبک زندگی شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی اشاره می‌کنیم.

اخلاص

“اخلاص” یعنی خالص کردن و ناب کردن نیت. به دنبال ناب کردن نیت هم خالص کردن و ناب شدن عمل می‌آید. یعنی رعایت کردن وظیفه خدایی و دخالت ندادن منافع شخصی و گروهی و انگیزه های مادی در کار. یعنی ما تکلیف را بشناسیم و برای خاطر تکلیفمان کار را انجام بدهیم و ملاحظه های دیگر را مخلوط نکنیم.

در ادبیات امروزی، اخلاص به گمنام بودن تعبیر می شود. یعنی دنبال نام و نشان نبودن و حاج قاسم سلیمانی نمونه بارز این مصداق است.

رهبر معظم انقلاب بارها و بارها او را با صفت اخلاص معرفی کردند به عنوان نمونه در دیدار با خانواده سردار فرمودند ” میبینید مردم چه کار دارند می کنند برای حاج قاسم؟ این برای شما تسلی است. بدانید که مردم قدر پدر شما را دانستند و این ناشی از اخلاص است. اگر اخلاص نباشد این جور دل های مردم متوجه نمی‌شود دلها دست خداست. اینکه دلها اینجور همه متوجه می شوند، نشان دهنده این است که یک اخلاص بزرگی در آن مرد وجود داشت”.

توکل و اعتماد به خدا

اولین و مهمترین ویژگی که در کنار اخلاص تحقق پیدا می‌کند، “اعتماد به خداست”. این صفت به عنوان ریشه اخلاص به شمار می رود. کسی که صفت اخلاص را در خود محقق می‌کند باید صفت ایمان به وعده های الهی و اعتماد به خدا را نیز داشته باشد. حاج قاسم در میدان های سخت نبرد با توکل و اعتماد به خدا به جنگ با دشمن می‌رفت، آنجا که با قاطعیت می گوید “تا سه ماه دیگر پایان داعش را اعلام می کنم” نشان از ویژگی بارز توکل و اعتماد به خدا دارد که در وجودش موج می زد.

تاکید بر تقوای مالی و حفظ بیت المال در خانواده

برادر حاج قاسم نقل می کند که:”ایشان تا زمانی که نسبت به مسائل زندگی من اطمینان پیدا نکرد مرا رها نکرد. مدام من را کنترل می‌کرد چون در سازمان زندانها کار می‌کردم و با زندانیان در ارتباط بودم. حتی اگر یک موتور می خریدم تا اطمینان پیدا نمیکرد که چگونه آن را تهیه کرده‌ام راحت نمی‌شد. شاید به نوعی تمام زندگی اطرافیان را زیر نظر داشت تا خدایی ناکرده به راه کج و آلوده کشیده نشویم”.

ساده زیستی و پرهیز از مصرف‌گرایی

حاج قاسم سلیمانی با این که یک ژنرال ارشد نظامی بود لباس و خوراک اش ساده بود و در یک منزل ساده در یک شهرک نظامی زندگی می‌کرد. همیشه سعی می کرد وسایل زندگی اش به ساده ترین شکل ممکن باشد. یک خانه پدری در کرمان داشت که آن را به بیت الزهرا تبدیل کرده بود و در آن روضه های حضرت زهرا و اهل بیت علیهم السلام را برگزار می کرد. حاج قاسم به قدری به ساده‌زیستی علاقه داشت که حتی از محافظ هم گریزان بود و تمایل به این گونه اسکورت های نظامی نداشت و از این گونه تشریفات استقبال نمی کرد.

خضوع و خشوع در نماز

حاج قاسم سلیمانی وقتی به نماز می ایستاد، در اکثر قنوت هایش به گریه می‌افتاد و بدنش به لرزه در می آمد. از خدا برای عاقبت خودش طلب شهادت می کرد. در اکثر تصاویری که از ایشان در نماز دیده شده ارتباط عمیق قلبی و خضوع و خشوع هویداست.

غیرت و مردانگی

قاسم سلیمانی پس از مطالعه کتاب ” من زنده‌ام” دو یادداشت یکی در بغداد و دیگری در نینوا برای معصومه آباد با این مضمون می نویسد: «خواهرم مثل همان برادرهای اسیرت، همه جا با تعصب مراقبت می‌کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس به دنبال این بودم آیا کسی به شما جسارت کرد؟ آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی آن را نبیند. برادرت قاسم سلیمانی، بغداد”.

“خواهر خوبم. درآن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی. سعی کن در این آزادی اسیر نشوی. انشاءالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است، وقتی کنیز او معصوم اینگونه معصوم بوده است. به تو به عنوان خواهرم، به عنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم. حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم. ساعت ۲۳، سلیمانی نینوا”

ولایت پذیری

شهید سردار حاج قاسم سلیمانی مطیع محض ولایت بود. ایشان قدمی جز در راستای اهداف نظام و رهبری برنمی داشت. در همه مواقع نسبت به ایشان وفادار بود و تا لحظه شهادتش این را ثابت کرد. حاج قاسم در سخنانی خطاب به رزمندگان مقاومت این‌چنین می‌گوید” برادران، رزمندگان و یادگاران جنگ یکی از شئون عاقبت بخیری نسبت شما به جمهوری اسلامی است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی با این حکیمی است که امروز سکان این انقلاب را در دست دارد”.

جسور و نترس

حاج قاسم بارها سخنرانی های جسورانه و کوبنده ای درخصوص اعلام مواضع و ایستادگی محور مقاومت و نابودی تروریسم داشته است. این فرمانده جسور به تأسی از شیردلان تاریخ اسلام همچون حمزه سیدالشهدا برای پیامبر و مالک اشتر برای امیرمومنان علیهم السلام که در مقابل دشمنان سینه سپر کردند و جسورانه دشمنان را خطاب قرار دادند، خطاب به آمریکای جنایتکار و اذناب تروریستش بارها سینه سپر کرد و با قاطعیت گفت:” ای ترامپ قمارباز! جمهوری اسلامی برای شما زیاد است، طرف شما من هستم.”

سبک فرماندهی

حاج قاسم سلیمانی هم به آموزش نظامی و هم آموزش اخلاقی و عقیدتی نیروهایش اهتمام داشت و یک رابطه عمیق قلبی عاطفی با سربازانش برقرار میکرد. بر قلب های آنها حکومت می کرد و با این که یک ژنرال ارشد نظامی بود، اما عادت نداشت لشکر را از پشت جبهه فرماندهی کند. خطرات زیادی متوجه حضور او در خط مقدم بود اما با شجاعت تمام میان سربازانش حضور پیدا می‌کرد. یکی از فرماندهان مقاومت نقل می کند که در ساعت ۳ نیمه شب در سرما به همراه گروه شناسایی به مناطق صعب‌العبور و دور از قرارگاه مرکزی برای شناسایی رفته بودیم، ناگهان متوجه سوژه از دوردست ها شدیم. آماده شدیم برای مواجهه تا اینکه آن شخص نزدیک شد و صدا زد که منم سلیمانی. در آن شب سرد پیاده در مسیر صعب العبور برای سرکشی از ما و دادن روحیه خودش را به آن منطقه رسانده بود.خبرنگار؛ فاطمه افضلی

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false