false
به گزارش رخداد شمال ، «معلولیت»، واژهای است که بیشتر در ذهن ما به معنای یک ناتوانی معنی میشود و میتواند مشکلاتی را برای فرد معلول ایجاد کند، اما معلولان سرتاسر دنیا، بارها این را به اثبات رساندهاند که معلولیت، محدودیت نیست.
خودتونو معرفی کنید: امید جلالی راد هستم متولد ۱۰ /۹/۱۳۶۱ ، مجرد ساکن روستای حسن آباد نوشهر .
علی سلیمانی انارور هستم متولد ۱۳۶۳/۱/۵ مجرد ، ساکن شهرک انارور نوشهر .
هردوتون ضایع نخاعی هستید ؟ امید جلالی : بله ، اما محدودیتی برای انجام کار نداریم .
مشغول چه کاری هستید ؟ امید جلالی : مشبک ، یکی از شاخه های هنر که بسیار ظریف کاری داره .
علی سلیمانی : و البته پر از طرح و نقشه که تو کارهای تزیینی و شیک بیشتر استفاده میشه.
قبل از حادثه سراغ مشبک اومدید یا بعد از حادثه ؟ جلالی : بعد از حادثه . تقریبا سه سال و چهارماهه که خیلی جدی و حرفه ای اینکار رو انجام میدم .
سلیمانی : من منبت کار میکردم و الان تقریبا شش ماهه که به امید جان اضافه شدم و مشبک کار میکنم .
کمی از خود کار برامون بگید : جلالی : مشبک کاری ست روی چوب که با ساده ترین ابزار ممکن کار می کنیم ، مثل اره مویی دستی . در واقع با صد تومن میشه کلیه وسایلشو جور کرد که چندین ماه ازشون استفاده کرد فقط پیدا کردن چوب کمی هزینه بر و سخته .
سختی کار شما با توجه به شرایط تون کجاست ؟ سلیمانی : اصلا ربطی به شرایط ما نداره ، سختی کار که برای همه مون به یه اندازه آزاردهنده ست بازار فروشه ، که متاسفانه هیچ جوره ساپورت نمیشیم .
جلالی : خود کار وقتی بهش علاقه داشته باشی و صبر اصلا سختی ایی نداره و اتفاقا لذت بخش هم هست ، همونطور که علی جان گفت ما تو فروش بیشتر اذیت میشیم.
یعنی هیچ بازار ثابتی برای فروش وجود نداره ؟ جلالی: نه اصلا ، ما چشم امیدمون فقط به توریستهایی که به اینجا میان یا کسانی که مغازه های صنایع دستی دارند سفارش میدن و ما کار تحویل میدیم که البته برای گرفتن پولمون با مغازه ها گاها دچار مشکل میشیم و باید کلی دوندگی کنیم.
سلیمانی : نمایشگاه ها ، مردمی که سفارش میدن ، توریستها ، یا بعضی جشنواره ها که بخوان بعنوان هدیه از این کالاها استفاده کنن ، معمولا بازار ثابتی برای کارهای اینچنینی وجود نداره.
برای هرکار چه زمانی رو صرف می کنید : جلالی : به علت برش دادن با دست خیلی زمان بره و اینکارها بخاطر همین ارزش هنری بسیار بالایی داره ، مثلا بعضی از کارها مثل ساخت سماورچوبی بیست روز طول کشیده.
کمی از شرایط جسمی تون بگید : سلیمانی : ما ثابت کردیم که به هیچ عنوان معلولیت به هرشکل ، محدودیت نمیاره ، چون برا خودمون هدف تعیین کردیم و به هدف مون هم عشق می ورزیم ،هم تلاش می کنیم .
جلالی : شرایط جسمی باعث نشده ما کارمونو سخت انجام بدیم ، خیلی راحت انجام میدیم چون به کارمون عشق داریم برای همین برامون لذت بخشه نه خسته کننده .
نگاه تون به حادثه ای که براتون رخ داده و منحر به ضایعه نخاعی شدن تون شده چطوره ؟
سلیمانی : هر اتفاقی میتونه یک نقطه ی شروع و با یک نگاه جدید به زندگی باشه ، بنطرم از هر اتفاقی مثل ما حتی سخت ترینش میشه یک موقعیت جدید ساخت.
جلالی : مسلما هر اتفاقی اگه به شکل تغییر مثبت تو زندگیت نگاه کنی راه های جدیدی به روت باز میشه ولی اگه به شکل مشکل نگاه کنی قافیه رو باختی.
به کارتون به شکل یک شغل نگاه می کنید یا سرگرمی ؟
جلالی : اول سرگرمی بوده اما حالا شغل ام شده که اگه مشکل بازار فروش حل بشه میتونم بگم کارهنری خوب و پر در آمدیه.
سلیمانی : من چون در کنار کار و تحصیلم تو دانشگاه به این کار میپردازم بیشتر از سر علاقه و سرگرمی اومدم سمتش . چون انجام کارهای هنری فرصت خوبیه که بتونی از دنیای شلوغ اطرافت مثل فضای مجازی با خیال راحت فارغ شی و لذت ببری.
درحال حاضر بازار فروش مناسب برای کارهاتون کجاست ؟ جلالی :اگه کارهامون به شهرهای بزرگ مثل اصفهان ، شیراز یا تهران میرفت مسلما فروش بهتری داشتیم .
خودتون برای فروش چه کاری انجام دادید ؟ سلیمانی : بخاطر گسترش فضای مجازی ما فروش اینترنتی مونو فعال کردیم .
جلالی : علاقمندان به مشبک می تونند به آدرس omid.jalali_ صنایع دستی امید جلالی ، مشبک چوب در اینستاگرام مراجعه کنند و سفارش بدن .
حمایت مسئولین چطوره ؟ جلالی : اونقدر که حمایت نکردند ترجیح میدم در موردشون اصلا حرف نزنم .
سلیمانی : امثال من و امید یاد گرفتیم چشم امید به مسئولین نداشته باشیم و رو پاهای خودمون وایسیم .
برنامه ی خودتون برا کاری که می کنید چیه ؟ سلیمانی : گسترش کارگاه مون و ایجاد شغل برای امثال خودمون و سایرین .
جلالی: در ادامه هم نگاهی به صادرات داریم ، چون هرچی کیفیت کارمون بهتر باشه هم میتونیم بعنوان یک کالای لوکس ایرانی صادر کنیم و هم همونطور که علی جان گفت ایجاد شغل بیشترکنیم.
گفتین صادرات بعنوان کار ایرانی ، تا چه اندازه کارها بومی ان ؟
جلالی : اگه مسئولین حمایت میکردن و بازار مناسب رو برامون ایجاد میکردن ما با خیال راحت طرح های بومی رو احرا میکردیم ولی در حال حاضر چون سفارش مشتری ها رو آماده می کنیم مجبوریم با ذائقه شو پیش بریم واز طرح های خارجی استفاده کنیم .
سلیمانی : تو مشبک اکثرا طرح ها خارجی هستند طرح بومی و اقلیمی خیلی کم پیدا میشن .
ذائقه ی مشتری ها چطوره ؟سلیمانی : متاسفانه عموما اصلا به ریزه کاری ها و اصالت کار توجهی ندارند .
جلالی : بیشتر کلاس کار براشون مهمه برای همین همینکه اسم طرح خارحی رو کار باشه براشون جذابتره تا ایرانی و سنتی.
پس برای صادرات یک کالای ایرانی نیازمند توجه مسئولین هستید ؟ سلیمانی مسلما اگر توجه و حمایت کنن ما زودتر به هدف مون میرسیم.
جلالی : درحال حاضر به تلاش خودمون اتکا کردیم شاید خیلی طول بکشه ولی بهتر از اینه که چشم انتطار مسئولین بمونیم .
رابطه تون تو کار با هم چطوره ؟
جلالی : ما جدا از اینکه دوستای خوبی برای هم هستیم در مورد کارها با هم همفکری می کنیم. از گرفتن طرح های جدید تا چوب های خوب .
سلیمانی : ما سعی کردیم در کنار رقابت ، رفاقت مون رو حفظ کنیم و برای موفقیت پشت هم باشیم چون هدف بزرگی تو سر داریم که با حمایت هم می تونیم به اون اهداف برسیم.
نگاه مردم به شما و شرایط تون چطوره ؟ جلالی : نگاه اکثر مردم که متاسفانه مشخصه ، دیگه احتیاجی به گفتن نداره ، در موردش حرف نزنیم بهتره.
سلیمانی : اوایل اذیت کننده بود ولی حالا یاد گرفتیم به چیزهایی که باعث ازارمونه اهمیت ندیم چون این مشکل اونهاست که نمی تونن ما رو با وجود این شرایط بپذیرن وگرنه نا کاری با اونها نداریم و راحت زندگی مونو می کنیم.
چطور به این اراده ی قوی رسیدید؟ سلیمانی : با توکل و اعتماد به خدا و توانایی هامون چون پر از انگیزه ایم.
جلالی : من دوست ندارم که یک ادم به درد نخور و وبال گردن باشم ، دوست ندارم مردم به دیده ی ترحم بهم نگاه کنند ، برای همین با اراده ی قوی و محکم هر روز با انگیزه تلاش می کنم.
چقدر خوب ، لطفا کمی از محل کارتون بگید .
سلیمانی : در حال حاضر گوشه ای از حیاط خونه مونو تبدیل به کارگاه کردیم .
جلالی : جالبه بدونید روزهای اول میز کارم تو اتاق خوابم بود .
یعنی اوایل تو اتاق خواب کار می کردید ؟ با تراشه های چوب و خاکش چیکار می کردید ؟ جلالی : من برای ادامه ی زندگیم به قدری انگیزه داشتم که تا ۶ ماه میز کارم با تمام خاکش تو اتاقم بود چون به هیچ عنوان نمیخواستم رهاش کنم ،من عاشق کارم شده بودم و با سختی هاش زندگی کردم.
عشق رو تو کار چطور توصیف می کنید ؟ سلیمانی : وقتی کاری حالتو خوب می کنه و از تنهایی و ناامیدی نجاتت میده و هر روز تو رو بخدا نزدیکتر میکنه باعث میشه نه تنها بهش عشق بورزی بلکه حتی رنج هاشم نبینی و ادامه بدی.
جلالی : اگه عشق نباشه خیلی زود خسته میشی و کار رو رها می کنی ، لازمه ی هرکاری عشقه.
چطور با این عشق آشنا شدید ؟ جلالی : بعد از تصادف چندماهی طول کشید تا جراحتهای بدنم خوب شه ، بعد از اینکه کمی روبراه شدم دیگه حوصله ام داشت سر میرفت از بیکاری ،از طریق یکی از دوستانم آقای عبدی پیگیر دوره های کامپیوتر در فنی حرفه ای شدم که ایشون منو به طرف کارهای هنری بردن تا شاید خوشم بیاد که همینطورم شد ، جا داره همینجا از آقای عبدی کمال تشکر رو داشته باشم چرا که مسیر زندگیمو عوض کردن.
سلیمانی : من تو کار منبت بودم که از طریق فصای مجازی با امید جان آشنا شدم و همین اشنایی سبب شد به سمت مشبک کشیده بشم.
شاگرد هم دارید : سلیمانی : بله ، بصورت مستقیم و عیر مستقیم آموزش هایی به بچه هایی که علاقمندن میدیم یا راهنمایی ای برای انجام کار بخوان بهشون می کنیم تا راه شون هموارتر شه.
جلالی : اموزش در موسسه و کارگاه رو انجام میدیم تا کارآفرینی کرده باشیم.
چه حرفی با بچه های مثل خودتون دارید ؟ جلالی : هیچ وقت ناامید نباشن و دست از تلاش برندارن ، زندگی ماها خیلی سخته نباید نشست و آه و ناله کرد ، باید با خلاقیت یه راهی پیدا کرد برا بهتر زندگی کردن .
سلیمانی :ما امروز اینجاییم که ثابت کنین ما هم می تونیم ، پس بلند شید و با ناامیدی یا خود کوچک بینی این شرایط رو برا خودتون سخت تر نکنید ، همین حالا شروع کنید ،فردا خیلی دیره.
و حرف آخر ؟ جلالی : چو وا نمی کنی گره ای خود گره مباش ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست.
سلیمانی : فراموش مکن ،آنچه را در ذهن می پرورید ، همان را در زندگی باز خواهید یافت …
false
true
true
true





































