×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۳۰ مرداد - ۱۴۰۵  
true
false

به گزارش رخداد شمال :  آرام و آرام و صدالبته آرام تر گام برمی دارد، لبه کلاهش را بالا می دهد، سیگارش را می گیراند و سرش را به سمت صدای کبوترها روی سفال بلند می کند؛ صادق خان هدایت.
به جز «هدایت» نویسندگان، روشنفکران، سیاستمداران، مصلحان اجتماعی، مشروطه خواهان و البته مسافران فراوان دیگری نیز توجه شان به ازدحام کبوترها روی سفال های کاروانسرای بهرام اتر ساری جلب شده است و حداقل یک شب را در این معماری شگفت انگیز آجر و چوب صبح کرده اند.
کاروانسرایی که با ارسی های کنده کاری شده، پنجره های رنگارنگی که با نقشه قبلی آفتاب را در خود محصور می کنند و اتاق هایی آغشته به بوی چوب گردو ، روزگاری در خیابان نادر ساری بر ای خودش کسی بود و سری سربلند میان سرها داشت.

وسعت مجموعه کاروانسراهای بهرام اتر از “کاروانسرای حضرت” گرفته تا “کاروانسرای تبریزی” چیزی بیش از ۳۵ اتاق بود که با معماری مخصوص خود سه میدانگاه اصلی را ایجاد می کرد. میدانگاه هایی با تیرک های چوبی، کفپوش های سنگی و چاه آب، که محل بستن اسب  و الاغ  بود و در حولش سکوهایی سنگی کار گذاشته بودند تا مسافران قبل از اینکه به اتاق بروند آنجا نفسی تازه کنند، چایی بنوشند یا چپقی چاق کنند.
شکوه بی پایان کاروانسراها تا مرز تکیه قدیمی بهرام اتر ادامه داشت. این کوچه قلب ساری قجری و پهلوی اول بود. رونقی که حتی تا اواخر دهه ۶۰ هم ادامه داشت و من به خوبی به یاد دارم که پیرمردهای چپق به دست، با الاغ ذغال می آوردند و چای و قند می بردند.
پنبه زنی، لحاف دوزی، خوارو بارفروشی، کفاشی، آهنگری، دیگ قلی کُنی، آب انبار، قهوه خانه و خیاطی داشت و مردمانش چشم هایی مملو از ستاره زندگی داشتند، غمشان نبود، کمشان نبود و آه زمستانش سرد و گیرا بود و خواب بهارشان غرق در بهارنارنج.

از آن شکوه شعف انگیز،  امروز ویرانی مطلقی به جای مانده است. کاروانسرای بهرام اتر ساری در سکوت مطلق خبری و در بی اعتنایی لج درآرِ مسئولان روز به روز ویرانتر شد و حالا کار به جایی رسیده است که کل نمای کاروانسرای تبریزی را با یک تابلوی بزرگ پوشانده اند.
لابد صاحب مغازه باخودش فکر کرده فونت مزخرف و تکراری نام مغازه اش به مراتب زیباتر از ایوان های چوبی و معماری آجرنمای کاروانسراست و در اتوماتیکش هم دلرباتر و کارآمدتر از آن درِ گردوی کنده کاری شده نازنینی است که یک روز صبح از جاکنده شده بود، طوری که انگار هرگز دری درکار نبوده است.
تمام محوطه درونی تمامی کاروانسراها ویران شده اند. یک روز به بهانه تعمیرات رویش را پوشاندند و فردا صبح در کمال ناباوری کل بنا را ویران کردند  و با آجرهای صنعتی مسخره یک دیوار موقتی به جایش ساختند تا اگر کسی فریاد  زد، بگویند اصلا کاروانسرایی درکار نبوده!
روز دیگر محوطه های درونی را به روز کردند و آن کرکره های چوبی را کندند و آتش زدند و به جایش کرکره های فلزی کار گذاشتند. روز دیگر بخش غربی ساختمان را ویران کردند و امروز تخریب بخش بیرونی آخرین قسمت باقی مانده کاروانسرا را آغاز کرده اند تا ضمن دهن کجی چندین باره به مسئولان میراث فرهنگی ساری و مازندران، نشان دهند انسان تا چه اندازه می تواند نسبت به تاریخ و هویت خود بی تفاوت باشد.
ساری که روزگاری در کنار گرگان ازجمله زیباترین و آبادترین شهرهای شمال ایران بودند امروز به موهبت غفلت مردمش، سکوت نمایندگانش، بی مسئولیتی مسئولانش و بی خبری خبرنگارانش در حال فروپاشی تاریخی است. / عالین نجاتی

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false