false
به گزارش رخداد شمال؛ یادداشت سعید شعبانی درخصوص قیمت پایین نارنگی پیشرس در فصل برداشت، بازار سرد مرکبات دغدغه داغ باغداران می گوید که، فصل برداشت مرکبات در مازندران فصل به ثمر نشستن یک سال تلاش باغداران است؛ اما برای بسیاری از تولیدکنندگان، شیرینی برداشت خیلی زود جای خود را به تلخی فروش میدهد. باغدار هزینه میکند محصول تولید میکند و خطر سرما، آفات و نوسانات بازار را به جان میخرد اما وقتی نوبت فروش میرسد این پرسش قدیمی دوباره مطرح میشود چرا تولیدکننده باید همه هزینهها و خطرها را تحمل کند اما اختیار چندانی در تعیین قیمت محصولش نداشته باشد؟
مسأله مرکبات مازندران فقط قیمت پایین یا هزینه بالای تولید نیست مشکل زنجیرهای از ضعفهاست که از باغ آغاز میشود و تا بازار مصرف ادامه پیدا میکند. در این زنجیره باغدار اغلب ضعیفترین حلقه است؛ حلقهای که محصول را تولید میکند اما لزوماً سهم متناسبی از ارزش نهایی آن به دست نمیآورد.
ماز سال گذشته باید تنشهای منطقهای و جنگ را هم به عوامل بالا اضافه کرد و به خاطر همین مشکلات بسیاری از واسطهها زیان کردند و امسال تمایلی و حتی توانی برای خرید مرکبات ندارند و همین امر موجب شد برخی واسطهها از این وضعیت سوءاستفاده کنند و قیمتهای نازلی برای مرکبات پیشنهاد بدهند.
افزایش هزینه کارگر کود، سم، برداشت، سبد و حملونقل، حاشیه سود باغدار را زیر فشار قرار داده است. در مقابل، نبود دسترسی کافی به بازارهای مستقیم فروش محدودیت امکانات نگهداری و دشواری عرضه یکپارچه محصول قدرت چانهزنی بسیاری از باغداران خرد را کاهش میدهد. وقتی تولیدکننده برای فروش محصول فسادپذیر خود فرصت محدودی دارد، ناچار است گاهی به قیمتی تن بدهد که با هزینههای تولیدش همخوانی ندارد.
در این میان نقش واسطهها و خریداران عمده به یکی از پرسشهای جدی بازار مرکبات تبدیل شده است. واسطهگری بهخودیخود نه غیرقانونی است و نه همیشه زیانبار این حلقه میتواند وظیفه جمعآوری، درجهبندی، حملونقل و توزیع محصول را بر عهده بگیرد. اما هنگامی که اطلاعات قیمت شفاف نیست رقابت میان خریداران محدود است و باغدار امکان انتخاب ندارد، باید پرسید چه کسی بر نحوه شکلگیری قیمت نظارت میکند و سهم هر حلقه از زنجیره فروش چگونه تعیین میشود؟
نمیتوان از باغدار انتظار داشت هزینههای تولید را بپردازد با خطرهای طبیعی مقابله کند و محصول باکیفیت تحویل دهد، اما در زمان فروش، او را در برابر بازاری قرار داد که تولید را برایش زیانآور میکند. این روزها که نارنگی پیشرس به بازار عرضه شد قیمت آن از کیلویی بیست تا چهل هزار تومان تعیین شد در حالیکه اگر زیر ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان باشد، برای تولیدکننده چیزی جز ضرر و زیان ندارد.
مسئولیت این وضعیت را نمیتوان فقط متوجه دلالان کرد. ادارهکل جهاد کشاورزی، سازمان تعاون روستایی، دستگاههای متولی بازرگانی و مدیریت استانی نیز باید درباره عملکرد خود پاسخگو باشند. چرا تشکلهای قدرتمند و فراگیر باغداران نتوانستهاند در همه مناطق استان نقش مؤثرتری در فروش جمعی محصول ایفا کنند؟ ظرفیت سردخانهها و صنایع تبدیلی تا چه اندازه پاسخگوی نیاز تولیدکنندگان است؟ برنامه صادراتی مرکبات چه سهمی در جذب محصول و کاهش فشار عرضه دارد؟ و چرا هنوز دسترسی به اطلاعات روشن و روزآمد قیمتها برای همه باغداران به یک ابزار عمومی تبدیل نشده است؟
مازندران با برخورداری از ظرفیت گسترده تولید مرکبات، نمیتواند در فصل برداشت صرفاً به آمار تولید و کیفیت محصول افتخار کند. موفقیت کشاورزی زمانی معنا دارد که تولیدکننده نیز از نتیجه تلاش خود بهرهمند شود. تولید بیشتر، بدون بازار مناسب و سودآوری پایدار، لزوماً به معنای تقویت اقتصاد کشاورزی نیست؛ چهبسا افزایش تولید در بازاری که قدرت جذب کافی ندارد، فشار بیشتری بر قیمت فروش وارد کند.
راهکار نیز روشن است؛ اما اجرای آن به اراده مدیریتی و برنامه عملیاتی نیاز دارد. توسعه خرید و فروش تعاونی، تقویت تشکلهای واقعی باغداران، گسترش دسترسی به سردخانه و صنایع تبدیلی، تسهیل صادرات، انتشار منظم قیمتهای خرید در باغ و عمدهفروشی و ایجاد امکان عرضه مستقیم به خریداران بزرگ، باید از شعار به برنامهای زمانبندیشده تبدیل شود.
در کنار این اقدامات، مسئولان استان باید با انتشار آمار مستند، فاصله قیمت محصول در باغ تا بازار مصرف را بررسی کنند و توضیح دهند چه میزان از این فاصله به هزینههای واقعی برداشت، بستهبندی، حملونقل و توزیع مربوط است و چه بخشی را میتوان با افزایش رقابت و اصلاح زنجیره عرضه کاهش داد. بدون چنین شفافیتی، هر سال همین پرسشها تکرار میشوند و باغدار همچنان با نگرانی به بازار چشم میدوزد.
فصل فروش مرکبات، آزمون جدی مدیریت کشاورزی مازندران است. اگر قرار است از تولید داخلی حمایت شود، این حمایت نباید در مرحله کاشت و برداشت متوقف بماند؛ بازار فروش نیز بخشی از مسئولیت دولت و مدیریت اقتصادی استان است.
باغدار مازندرانی صدقه نمیخواهد؛ او بازار منصفانه، امکان فروش مطمئن و سهمی متناسب با زحمت و هزینهای را میخواهد که برای تولید محصول متحمل شده است.
اگر امروز برای اصلاح زنجیره فروش مرکبات چارهاندیشی نشود، فردا نباید از کاهش انگیزه باغداران، افت سرمایهگذاری در باغها و نگرانی نسل جوان از آینده کشاورزی تعجب کرد.
وقت آن رسیده است که مسئولان از کنار پرسش اصلی عبور نکنند: وقتی محصول در باغ تولید میشود، چرا قدرت تعیین سرنوشت اقتصادی آن تا این اندازه از دست تولیدکننده دور است؟
باغدار میکارد؛ اما چه کسی قیمت را میسازد و چه کسی باید پاسخگوی سهم باغدار از حاصل دسترنجش باشد؟
false
true
true
true





































