×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۲۹ مرداد - ۱۳۹۷  
true
false

به گزارش رخداد شمال؛ یک فرد از دوران کودکی نقش های گوناگونی برای بازی خود برعهده می گیرد و تا سپری سازی دوران تحصیلات عمومی خود در هر دوره ، شغلی متفاوت را به نسبت شرایط محیط ، آرزو ، علاقه و یا سن خود برای برعهده گیری در آینده انتخاب می کند. او یک مسیر طولانی و دشواری را برای رسیدن به نهایت مسیر واقعی شغل خود طی می کند. او تمامی انرژی و پتانسیل جوانی خود را برای فراگیری دانش مرسوم جامعه مصروف می دارد. حال نوبت آغاز فعالیت اقتصادی اوست. باز دوران جوانی اوست. سرمست از فردی مفید و مؤثر بودن برای شهر و استان و کشور و مردم خود شدن . او خود نیز موقعیت جدید خود را در شغلی که برعهده گرفته است باور ندارد. شور و هیجان وصف ناپذیری برای خدمت کردن دارد . او با تمام وجود بی کم و کاست کار می کند دقیق و مقرراتی. تا سر تکان می دهد و چشم بر هم می زند پنج سالی گذشت و ده سال و الان ۲۹ سال و ۹ ماه است که مثلا یک معلم است و سه ماه دیگر ، سی سال خدمت او پایان می پذیرد. او به دلیل پایین بودن سطح حقوق و به دلیل حاکمیت تورم و شرایط نامساعد اقتصادی ، در جریان سپری شدن ایام جوانی خود که خیلی زود دیر شده و ۳۰ سال از آن گذشته ، نتوانسته است تا پس اندازی نماید یا زندگی مفرحی داشته باشد. در این جامعه افراد در برخی از مشاغل ، هشت شان در گِرو نه شان است. فراز و نشیب ۳۰ سال خدمت و ۱۶ تا ۲۰ سال تحصیل ، او را در پیچ و خم زندگی تبدیل به شخصی نموده است که کلی تغییر یافته است یا به تکامل رسیده است.

راستی فلسفه پرداخت پاداش پایان خدمت برای این فرد که همه تارو پود خود را در اختیار دولت و جامعه گذاشته است چیست؟!

فلسفه پاداش پایان خدمت ، پرداخت بهای استفاده دولت از نیروی جوانی و عمر فرد شاغل است. کسی که سی سال از پُر توان ترین ایام عمر خود را در درون یک سازمان دولتی سپری ساخته است در دوران بازنشستگی نیازمند حمایت و پشتیبانی دولت است.

پاداش پایان خدمت بهای از دست رفتن توانایی های جسمی و روحی فرد در لابه لای چرخش ایام کار و فعالیت است. برای تأمین ایام ناتوانی و میانسالی اوست. سالخوردگی نگوئیم چون که یک فرد ۵۰ – ۵۵ ساله ، هنوز پتانسیل فعالیت و انرژی آن را دارد. هر چند شرایط نامساعد زندگی و شغل باعث فرسودگی برخی مشاغل از جمله معلمان در طی ۳۰ سال خدمت ، می گردد. پاداش پایان خدمت یعنی تعدیل زندگی در ایام بازنشستگی . یعنی بهای زندگی یک فرد شاغل در جامعه . و وقتی سقف آن بخور و نمیری است متأسفانه او در می یابد که تلاشش در این جامعه برای انجام خدمت صادقانه ، بهایی نداشته است!!! ( البته به نکته ای مهم در اینجا اشاره کنم که این بازنشستگی زود هنگام برای جذب جمعیت جوان جهت جایگزینی نیروی فعال است اما شما استخدام سالانه برای این امر به طور سیستماتیک هم ندارید. در مقالی دیگر راجع به این خصوص خواهم نوشت.)

خرید مسکن یا داشتن حساب بانکی برای اطمینان خاطر از مابقی عمر و افزایش آن با سود بانکی ، یا سرمایه گذاری در بورس ، فراهم سازی امکانات ازدواج یا اشتغال یا تحصیل فرزندان ، دور هم بودن خانواده ای که بزرگ آن به دلیل مشغله شغلی خود قادر به دیدار عروس و داماد و نوه های خود نبود که نیک می دانید به هزینۀ زیادی نیازمند است ، و یا با اندک سرمایه خود آب باریکه ای برای انجام فعالیتی دلخواه و لذت بخش با کارگری و ریاست خودش فراهم سازد ، یا به آرزوی خود برای سفر حج و یا گردشگری در ایران بپردازد و……
پاداش پایان خدمت هزینه آرزوهای از دست رفته جوانی است . تکیه گاهی مطمئن برای سپری سازی مابقی عمر فرد بازنشسته است. پاداش پایان خدمت افق دوری است که او در جوانی برای آن خواب های بسیاری دیده است.

پاداش پایان خدمت و مطالبات بازنشستگان

حال شما قضاوت کنید با تفاوت چندین برابری پاداش ها در کشور از سقف ۸۰۰ میلیون تومان تا ۲۰ – ۳۰ میلیون تومان یا قدری بیشتر و یا کمتر ، عدالت در کجا موج می زند یا تلاطم قسط و عدل در سونامی نابرابری چگونه سیلی بر صورت یک کارمند ساده می زند.

این که حداقل پاداش را ۳۰ میلیون و حداکثر را ۲۷۰ میلیون تومان برای بازنشستگان سال ۹۷ اعلام کردید چیزی از قابلیت های ظلم انجام شده تا سال ۹۶ نمی کاهد .

شما می بایست برای سایر بازنشستگان تا سال ۹۷ تاوان قصور خود را بپردازید. حال مسأله این است سقف پاداش بالای جامعه شکسته شده است اما باز ۹ برابر دریافت کنندگان حداقل آن است.بماند که بازنشستگان دهه اول انقلاب اصلی به نام پاداش آخر خدمت نداشتند و بعدها با پرداخت ۳- ۴ ماه ، ماهی ۲۰۰ هزار تومان ، سر و ته قضیه را دوختید و عدالت در لابلای آن پژمرد.

سئوالی که از قانون نویسان و مجریان آن دارم :

شما در رده های بالای شغلی یک عمر حتی بدون بازنشستگی تا آخر عمر ( چون بازنشست شده و به دلیل قحط الرجال بودن دوباره مشغول فعالیت می شوید و پاداش پایان خدمت خود را دریافت و سرمایه گذاری می کنید !!!) و با سقف حقوق بالای ۲۰- ۳۰ میلیون تومان زندگی درخور داشته اید و حال با این دریافتی آن را بیشتر مُزیّن می سازید ، و برای ما چهار پایه هر دو یعنی حقوق ماهانه و پاداش پایان خدمت می لنگد و هم ۵۰ سال نشده کنارمان می گذارید ، ما زندگی خود را چگونه تأمین کنیم؟ هر دویمان عمر و جوانی سپری ساخته ایم حال مفید و غیر مفید بودن آن را بگذاریم برای محاسبه پروردگار.
قدری جای تأمل دارد که بهای زندگی شما بسیار گران و زندگی ما بسیار ارزان است! مهم اصل خدمت و عمری است که برای عمران و آبادی یا باروری علم و دانش کشور سپری شده است. تفاوت موقعیت شغلی باعث می گردد این مهم برای شما دو یا سه برابر شود نه ۹ برابر یا تا پایان سال ۹۶ تا ۲۶ برابر.

تضاد طبقاتی این چنین در جامعه به رشد بی عدالتی دامن می زند. شکاف زندگی افراد این چنین روز به روز بیشتر می شود. خزانه مملکت این چنین کاهش می یابد . ارزش پول کشور با انباشت آن در مالکیت ۲۰ – ۳۰ درصد جامعه این چنین کاهش می یابد. سرمایه گذاری برای تولید و فعالیت این چنین کاهش می یابد . بیکاری و فقر و بزه و جرم این چنین در جامعه افزایش می یابد.

پاداش پایان خدمت و مطالبات بازنشستگان

آری !

من شخصا در چنین جامعه ای آفتابه دزد را مذمت نمی کنم ، آنان زائیده شکاف طبقاتی ایجاد شده هستند. وجدان شغلی این چنین رنگ می بازد . انگیزه و انگیزش های شغلی در سایه همین قیاس ها از بین می رود. شما مسئولین با این سیاق از ملت جدا می گردید چون خود را در عرش و مابقی شاغلین را در فرش که چه عرض کنم در زمین پر از خار و خاشاک می بینید. در این جامعه هر فرد باید خدمتگزار مردم و کشور باشد. این گفته بزرگان انقلاب نیز هست. همه در این جامعه نیازمند تأمین شدن هستند . این یک حق شهروندی و ملی است. از بدیهی ترین و ساده ترین حقوقی که یک فرد در یک کشور باید داشته باشد. حق تأمین.

ما همگی ایرانی هستیم . ما همه زحمتکش و جان نثار وطنیم. شما باد عِرق ملی بودن ملت را تقویت و احیا سازید. شما باید بیشتر از من معلم به دور از سیاست های کلی کشور مراقب امنیت پولی و مالی کشور باشید

. یادمان نرود هیچ گاه ملت برای قانون درست معترض نمی گردد. هیچ گاه قشری از جامعه برای دسترسی به عدالت بیهوده فریاد بر نمی آورد. هیچ گاه کسی عَلم مخالفت با جریان یا روالی را برافراشته نمی سازد مگر زمانی که بی عدالتی باشد یا منافع و رفاه آن قشر و گروه نادیده گرفته شود. امروز ما معلمان با تمامی وجود خود معترض هر نوع بی عدالتی در سقف حقوق ماهانه و پاداش آخر خدمتیم. امروز ما از اوضاع اسفبار زندگی خود و ارمغان آن به خانواده مان بیزاریم . ما فقط می گوئیم یا همه کس یا هیچکس. قدری تا جایی که عقل حکم می راند عدالت را برقرار سازید و تفاوتها را به حداقل برسانید. بهای وطن پرستی و وطن دوستی این همه گران نیست. بیت المال کیسه ای است برای تمامی آحاد جامعه .

دایره محصوری برخی از مشاغل از بی نصیبی نعمات مادی و معنوی خصوصا معلمان روز به روز تنگ تر و تنگ تر می گردد و بهای زندگی بدون درد و رنج در این جامعه بسیار گران و گرانتر می شود .

حال من از شما مسئول غافل از احوال مردمی که بر آنها حکومت می کنید می پرسم جرم من به جز ایرانی بودن چیست ؟ یا با وجود خدمت کردن به خلق و وطن خود، من چرا مُستوجب چنین کیفری گردیده ام ؟ کیفر بی نصیبی از نعماتی که خدایم مرا بخشیده است و من در خلق آن سهم ۵۰ ساله ای دارم از کلاس اول ابتدایی تا روز بازنشستگی

 مینو امامی

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false